فروردین
۱
۱۳۸۹

اولین حرف

فرا رسیدن سال نو مبارک

عکاس : برادر خانوم داداشم !

یه آغاز دیگه ؛ اما اینبار یه شروع کاملا شخصی ؛ یه استارت واسه دل خودِ خودِ خودم…

صبر کردم تا این کار جدید با یه مناسبت شروع بشه ، تا اون مناسبت برای من با این شروع پیوند بخوره ؛ تا گذر زمانی و گردش روزگار و تکرار مناسبت‌ها ، خاطرات یه شروع جدید رو واسم زنده نگه داره . عادتمه . کارام رو اینجوری شروع می‌کنم . اینجوری دوست دارم . و برای این کار ؛ چه مناسبتی زیبا تر از باز شدن لبخند گل ، گرنش برگ نورس درخت و رهایی نسیم بهاری در در طبیعت تازه جان یافته . بهانه ای برای نو شدن ؛ برای پرهیز از سکون و نگاهی دوباره به فردای پیش رو .

اینکه تاکید کردم به یه شروع شخصی ، چون به واسطه ی روحیات و ویژگی‌های شخصیم بیشتر فعالیت‌هام جنبه جمعی و حمایت از جامعه و گروهی خاص داشته . من باب وبلاگنویسی هم بیشتر« حامی‌» وبلاگ نویسی بودم ( اونایی که من رو بیشتر میشناسن میدونن کجا و چگونه ) ؛ البته نه حامی‌وبلاگمویسی از هر مدل و روش و مرام و هدفی ! و فرصت اینکه خودم یک وبلاگ نویس به تمام معنا باشم رو نداشتم .این موضوع هم نه به این معنا که تا حالا وبلاگ نویسی نکرده باشم . اولین تجربه وبلاگ نویسی من بر می‌گرده به سال ۸۴ و روزایی که احساس کردم باید نوشت تا آرمان‌ها فراموش نشن و زنده بمونن . اون زمانی که به قدرت و تأثیر گذاری این رسانه پی بردم ( البته نه به اندازه شناختی که بعد ازاین سالها ازش دارم ) .

به هر حال . آمدم تا باشم ؛ تا کار نو کنم و نو شوم ؛ تا اگر عمری بود بگویم و بنویسم… تا او چه خواهد و چه پسندد… الهی به امید تو

پ.ن ۱ : اینجا می‌نویسم . گاه و بی گاه . خبر از به روز رسانی منظم نیست ( شاید روزی چند بار ، شاید هفته‌ها در سکوت …) . خبری از حرف‌های قلمبه سلمبه هم نیست . راستش رو بخواید این مدل حرفا رو یادم ندارم ! موضوع مشخصی هم در کار نیست ! موضوع حرف‌هام هم بستگی به حال خودم ، حال دلم ، شرایطم و … داره . پس شاید هر مطلبی با هر اندازه ای با هر موضوعی اینجا دیده بشه . البته به شرط حیات…

پ.ن ۲ : عید هـــــــــــــــــــر کسی که توی این روزا با خونه ی جدید من آشنا میشه ویژه ی ویژه ی ویژه مبارک . خصوصا اولین نفری که میاد اینجا که اتفاقا سالگرد تولدش هم هست . لحظه لحظه‌های عمرتون پر از لبخند

پ.ن ۳ : بعد از این همه حضور توی وب و دنیای سایبر حوصله ی پشت نقاب بودن رو ندارم ( به قولی دیگه از ما گذشته ! ) این حرفم رو میتونید دلیلی برای یک دامنه کاملا تابلو فرض کنید .

avatar

درباره نویسنده: وحید دیانی

فعلا هیچی !

۲ دیدگاه + فرستادن دیدگاه

  • avatar

    سلاااااااااااام ! به به ! چه شروع ژالبی ! ایشالا چرخش بچرخه برات :دی

    امیدوارم هر روز از شادی‌هات بنویسی اینجا

    موفق باشی

فرستادن دیدگاه

توئیت های من

  • سفر قشنگی بود... روحیم عوض شد... هر چند چیزی که اصلی ترین هدف این سفر بود از شانس بد محقق نشد... 2 weeks ago
  • فاطمیه... عزای مادر... هیئت... نوکری... 3 weeks ago
  • دامنه وبلاگم منقضی شده بود! بالأخره تمدیدش کردم! و حالا دوباره یه وبلاگنویسم! 2012-04-15
  • داره واسم شعر میخونه... یه شعر قشنگ با یه صدای قشنگ... لذت میبرم... 2012-03-06
  • یا خدااااا !!! چه صدااااااااایی!!! رعد و برق رسما خورد به سطح زمین!!! کاملا برخوردش با خونه و لرزش زمین رو حس کردم!!! بووووومب!!! نماز آیات! 2012-02-26
  • یه توئیت محض خالی نبودن عریضه و ابراز وجود! :دی 2012-02-22
  • جالبه! بر خلاف گذشته اونـــــــقدر حرف دارم واسه گفتن! ولی این دفعه اصـــــــن دوس ندارم این حرفا توئیت بشن! 2012-02-03
  • گاهی تصمیم گرفتن خیلی سخت و ریسک آوره! 2012-01-30
  • بی خبری بده... سخته... زجرآوره... 2012-01-27
  • رئال به بدشانسیش و البته به ناداوری باخت... و الی واقعا مستحق پیروزی و صعود بود! 2012-01-25
  • More updates...

Powered by Twitter Tools