۵
۱۳۸۹
سال ۸۸ سالی سیاه !
این روزا شاهد بسیاری پست و پادکست بودم که همه متفق القول در تلاش بودن تا سال گذشته رو بدترین سالی که ایران و ایرانی تجربه کرده نشون بدن و در بهترین حالت با ابراز بیزاری از این سال از صحبت کردن مستقیم درباره علت این برداشت خودداری کنن و آرزو کنن که سال ۸۸ دیگه تکرار نشه و سال جدید بتونه بدیهای مطلق اون رو جبران کنه (+). بعضی هم که پا رو فراتر گذاشتن و حس فرو رفتن در باتلاق بدبختی رو در سالهای آینده در مخاطبشون القا کردن . بدبختی که استارت و سنگ بناش از سالی نحس(!) به نام سال ۱۳۸۸ گذاشته شد ! (+)
اما آیا واقعیت همینه ؟! آیا سال ۸۸ به این شدت سیاه بود ؟!
نه فکر نمیکنم ! خوب پر واضح هست که تعصبات سیاسی چشم خیلیا رو کور کرده . تا حدی که آرمانهای «یک ایرانی» ، صرفه نظر از گرایشات و تفکرات سیاسی رو هم نادیده میگیرن . آیا پیشرفت ، اقتدار و استقلال هر کشور از بزرگترین آرزوها و آرمانهای ملت و مردمش نیست ؟ اگر نیست پس دست از این همه ژستهای سیاسی مردم فریب بردارید و شفاف و روشن بگید آرمانتون چیه ؟ اینجوری کمیبه شعور مردم کشورتون احترام بذارید! و اگر این موارد ایده آل ، آرمان و آرزوی شما هم هست پس چرا چشم به روی حقایق میبندید؟! فقط چند لحظه منطقی باشید و با روشنفکری و دید باز به سال ۸۸ نگاه کنید ( شاید واستون سخت باشه ولی غیر ممکن نیست ! ) . واقعا هیــــــــــــچ کار ارزشمندی در این سال برای نزدیک شدن به این آرمانها صورت نگرفت ؟! حتی مورد کوچیکی که مانع از سیاه نامیدن تمامیروزهای این سال بشه ؟!
اینا رو گفتم تا بگم بیاید یه بار دیگه به سال ۸۸ نگاه کنیم . مهم نیست اینوری هستی یا اونوری . مهم اینه که یه ایرونی عاشق کشورت باشی .
خوب . من از دیدِ خودم این کار رو میکنم و نتیجه رو با شما درمیون میذارم . باز هم تأکید میکنم . فارغ از هر گونه تعصبات سیاسی !
و اما ۱۰ دلیل برای اینکه بگم سال ۸۸ یکی از بهترین و شاید بی نظیرترین سالهای عمر من بود :
۱- حماسه حضور : اولین مورد و مهمترین مورد چیزی نیست جز یه حماسه ؛ حماسه ای تاریخی و بی سابقه ؛ و اون حماسه چیزی نیست جز حماسه ی حضور . حماسه بی نظیر حضور بیش از ۴۰ ملیون ایرانی در انتخابات ریاست جمهوری . چیزی در حدود ۸۵ درصد واجدان شرایط (+ + +). فکر نمیکنم اهمیت فوق العاده این درصد بسیار بالا ، اون هم بعد از گذشت ۳۱ سال از انقلاب جمهوری اسلامیایران بر کسی پوشیده باشه . ولی من فقط به ذکر یه نکته بسنده میکنم که این رقم در یکی از انتخاباتهای فرانسه – یکی از بزرگترین مدعیان دموکراسی و مردم سالاری – که همین چند روز پیش برگزار شد زیر ۵۰ درصد بود ! (+)
۲- حماسه عشق به ولایت : من به اقتضای سنم سال دیگه ای رو سراغ ندارم که در اون ایران یکپارچه فریاد حمایت از ولایت و آرمانهای خمینی کبیر (ره) و نائب بر حقش (دامت برکاته) رو سر بده . سال دیگه ای رو سراغ ندارم که ایران و ایرانی بعد از گذشت ۲۰ سال از رجعت ملکوتی حضرت روح الله ، تا این حد احساس بازگشت به آرمانهای ایشون رو در خودش نیاز کرده باشه . منِ جوانِ ایرانیِ نسلِ سومیدر سال ۸۸ به خودم بالیدم از اینکه پیرو ولایتی هستم که پرچمدار فقیدش با نگرش و دید خارق العاده در بیش از ۲۰ سال پیش ، شرایط احتمالی آینده ایران رو درک کرده و سخنان و رهنمودهاش بعد از این همه سال ، راه من و هم نسلهای من رو برای سالم رد شدن از یه بحران پیچیده -نظیر چیزی رو که تجربه کردیم- مثل روز روشن میکنه . به خودم بالیدم از اینکه رهبری اینچنین با درایت و صبر دارم که با مدیریت بی نظیر بحران ، مانع از تزلزل بنیان کشورم شد .
۳- اقتدار فضایی : پرتاب «کاوشگر ۳» به همراه موجودات زنده ، رخداد کوچیکی نبود که بشه به راحتی از کنارش گذشت (+ +). اضافه کنید به اون رونمایی از ماهوارههای «طلوع» ، «مصباح ۲» ، «نوید علم» ، و همچنین ماهواره بر «سیمرغ» رو . (+ +)
۴- اقتدار لیزری : مگر میشه پیشرفتهای فوق العاده ایران و ایرانیان در زمینه فناوری لیزر در سال ۸۸ رو به همین سادگی نادیده گرفت ؟! سامانه لایه نشانی دقیق اپتیکی ، لیزر پر توان نیمههادی ، لیزر چند دیسکی ، لیزر پزشکی اورولوژی ، لیزر پزشکی هولمیوم ، لیزرهای تحقیقاتی در بخشهای اپتیک-نانوتکنولوژی- الکترونیک ، دستگاههای حکاکی ، دستگاههای جوش ، دستگاههای برش ، دستگاههای دیسک ۱۷۰۰ وات و لیزرهای فیبری ، تنها نمونههایی از پیشرفتهای لیزری ایران در این سال هست . پیشرفتهایی که برای کشورمون جایگاه نخست خاورمیانه و جایگاه دوم آسیا رو در فناوری لیزر به ارمغان آورده. (+ +)
۵- اقتدار در نانو تکنولوژی : اگر نگیم سال ۸۸ سال بی نظیری برای این علم نو ظهور بود ، لااقل با خیالی راحت میتونیم از واژه کم نظیر برای اون استفاده کنیم . برخی از دستاوردهای دانشمندای ایرانی علم نانوتکنولوژی در سال ۸۸ (+) :
- معرفی روشی برای افزایش ظرفیت محاسبات و سرعت کامپیوترهای کنونی نسبت به کامپیوترهای سنتی با استفاده از فناوری نانو
- موفقیت در سنتز نانو ذرات اکسید منیزیم برای مصرف در یک پروژه تحقیقاتی ملی
- موفقیت در ساخت الکترودی با مصرف حداقل فلز گران قیمت پالادیم برای استفاده در پیلهای سوختی و سنسورها
- و … (+)
۶- اقتدار در سلولهای بنیادی : سال ۸۸ سال درخشانی در ادامه ی پیشرفتهای علمیو تحقیقاتی ایران در زمینه سلولهای بنیادی به حساب میومد(+) :
- تولد «حنا» ، اولین بزغاله ی شبیه سازی شده رویان و خاورمیانه در فروردین ماه
- تولد «بنیانا» و «تامینا» ، دو گوساله شبیه سازی شده در تیر ماه ( که البته به علت بیماری عفونی چند روز بعد تلف شدن )
- تولد اولین بزغالههای تراریخته (ترنس ژن) رویان و خاورمیانه به نامهای «شنگول» و «منگول» در دی ماه
۷- اقتدار نظامی: چرا به خودمون نبالیم ؟ مگر چه سالی پیش از سال ۸۸ ، کشورمون ، ایران ، تا این اندازه در مبحث تجهیزات نظامیمقتدر بوده ؟!
مگه میشه فراموش کرد روزی رو که هر ایرانی منصف ، از به آب انداخته شدن عظیم ترین دستاورد دفاعی کشور ، یعنی ناوشکن بی نظیر «جماران» و پیوستن ایران به جمع کشورهای تولیدکننده ی ناوشکن ، احساس غرور کرد ؟ (+ +)
کم نیست مواردی از این دست :
- به آب انداختن شناور آلومینیومی«کروبوت» (+)
- پرتاب موفقیت آمیز موشک بهینه شده «سجیل ۲» (+)
- بهره برداری از خط تولید پیشرفته ترین موشک زمین به هوای میان برد «شاهین» (+)
- بهره برداری از خط تولید «توپ ۴۰ م م» (+)
- طراحی و ساخت سیستم فرستنده لیزری با فرکانس و انرژی بالا ، فاصله یاب فولد و سامانه کشف تجهیزات اپتیکی (+)
- رونمایی از نخستین هواپیمای تک سرنشین دو موتوره ایران با نام «فائز» (+)
- و …
۸- اقتدار سایبری : من به عنوان یه وبلاگنویس و وب مستر احساس غرور میکنم . احساس غرور میکنم از اینکه به اذعان مؤسسه «Defense Tech» ایران جزء ۵ قدرت سایبری دنیا اعلام میشه . خبری که نتیجه ی اولین اقدام رسمیو غرور آفرین «پدافند سایبری سپاه» در اولین روزای سال ۸۸ یعنی «براندازی شبکه مضلین» یا همون شبکه ی سایتهای پور*نوگرا*فی و غیر اخلاقی بود ( + + + + + ) . اقدامیکه نه تنها به نفوذ و به دست گرفتن کامل این سایتها ختم شد ، بلکه با همراهی پتانسیلهای امنیتی ایران منجر به دستگیری و به دام انداختن بسیاری از مدیران و فعالان این شبکه شد . کسانی که در خواب خودشون هم نمیدیدن در سایه ی حمایتهای گوناگون غرب از فعالیتهاشون ، روزی در خاک ایران در دام سربازان گمنام امام زمان (عج) و قانون گرفتار بشن .
اضافه کنید به مورد بالا پروژههای بزرگ و فوق العاده مهم «براندازی شبکه دارکوب» و «براندازی طرح فتنه عمیق» رو
و البته نمیشه دستاوردهای گروههای دیگه ی سایبری ایران رو هم نادیده گرفت :
- نفوذ به سایت «توئیتر» ( سایت دوازدهم دنیا طبق آمار الکسا ) توسط «ارتش سایبری ایران» (+)
-نفوذ به سایت «فیس بوک» ( سایت دوم دنیا طبق آمار الکسا ) توسط «ارتش سایبری ایران» (+)
- نفوذ به سایتهای «ناسا» توسط « گروه امنیتی آشیانه» (+)
- نفوذ به هزاران سایت آمریکایی ، اسرائیلی و انگلیسی توسط «گروه امنیتی آشیانه» (+)
- نفوذ به بزرگترین «موتور جستجوی چینی» توسط «ارتش سایبری ایران» (+)
- و …
۹- اقتدار امنیتی : در اواخر سال ۸۸ شیرین ترین خبر سال خصوصاً برای مردمان شرق نشین ایران اسلامی، یعنی دستگیری سرکرده ی جنایتکار گروهک جندالله ، عبدالمالک ریگی ، مهر تأییدی بر اقتدار بی نظیر نهادهای امنیتی ایران زد (+ +). نحوره ردیابی ، پیگیری ، برنامه ریزی و دستگیری این شرورِ جانی اونقدر حرفه ای و بی نظیر بود که حتی شبکهها و رسانههای غربی هم نتونستن این موضوع رو انکار کنن و به اقتدار امنیتی کشورمون اذعان کردن (+ +). و این در حالی هست که مدعیان مبارزه با تروریست و سردمداران سیستمهای امنیتی دنیا کماکان در خاورمیانه و دیگر نقاط دنیا با ناتوانی و تلفات جدی مواجهن (+ +).
۱۰- اقتدار هسته ای : هیچ خبری نتونست به اندازه ی خبر اعلام آغاز موفقیت آمیز غنی سازی اورانیم ۲۰ درصد به من به عنوان یه جوونِ ایرانیِ نسلِ سومی«عزت» بده (+) . قطار پیشرفت هسته ای ایران با سرعتی باورنکردنی رو به جلو حرکت میکنه و داره این حقیقت رو در جلوی چشمای جهانیان به تصویر میکشه که :
« ما میتوانیم »
و چقدر احساس خوبیه وقتی میبینی تهدید ، ارعاب و تحریم نمیتونه هیــــــــچ خللی در عزم و اراده ی ایرانی برای حفظ استقلال ، خودباوری و پیشرفت کشورش ایران بوجود بیاره.
خوب . تموم شد . فکر میکنم این ۱۰ مورد به حدی بزرگ ، مهم ، بی طرفانه و در راستای آرمانهای یک «ایرانی» بودن که جای هیچ شک و شبهه ای رو برای یه نتیجه گیری صحیح باقی نمیذاره . آیا این نتیجه چیزی شبیه به تیتر این مطلب خواهد بود ؟! مسلما این طور نیست .
البته ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که به هر حال هر سالی ، هم اتفاقات خوب داره و هم اتفاقات بد ( که طبیعتا این «خوب» و «بد» در رابطه با موارد سلیقه ای متفاوت هستن ) . اما صرفه نظر از مسائل سلیقه ای و همون تعصبات سیاسی ، میشه گفت بدترین اتفاق سال ۸۸ هم متأسفانه بحران برنامه ریزی شده ی پس از انتخابات بود که قریب به ۹ ماه طول کشید و خسارات جانی ، مالی ، حیثیتی و روحی بسیاری به کشورمون و مردم خوبش وارد کرد. و البته زمینه ساز درسها ، عبرتها و شناختهای بسیاری شد.
این پست من تموم شد . اما دوست دارم در پایان از همه وبلاگ نویسای عزیز یه درخواست بکنم و شاید اونها رو از این طریق به شکل دهی یه حرکت و بازی وبلاگی دعوت کنم . دعوت کنم تا در مورد سال ۸۸ بنویسن و نقد کنن و یادآوری کنن . بیاید نذاریم در میان انبوهی از سیاه نماییهایی که بعضی(!) فضای وبلاگستان رو با اون پر میکنن ، خاطرات ، دستاوردها و موفقیتهای شیرین و غرورآفرین سال ۸۸ به این زودی از خاطر بره . و البته سال ۸۸ همونطور که گفتم پر بود از درس و تجربه و عبرت و افزایش بصیرت . نذاریم فراموش کردن این تنایج بعدها برای ما پشیمونی رو به دنبال داشته باشه.
پ.ن ۱ : این ۱۰ مورد موارد کلی بودن که میتونست در مورد خوبیهای سال ۸۹ برای « هر ایرانی » ذکر کرد . بدیهیه که میتونه خوب بودن یا بد بودن سال ۸۸ از منظر اتفاقات ، تجربهها و خاطرات تلخ و شیرین «سلیقه ای» و حتی موارد «شخصی» هم بررسی بشه . که البته اون هم کار جالبی هم برای شخص خودمون و هم به منظور انتقال تجربیات یک سال از عمرمون به دوستامون خواهد بود.
پ.ن ۲ : برای شروع این بازی هم از این دوستان عزیز دعوت به نوشتن میکنم :
سیب خوشبو ، حاج آقا صدارت ، خیزران ، سایه ، از تبار گل یاس ، معصومین ، حریم یاس
پ.ن ۳ : کاملا بدیهی هست که همه میتونن توی این بازی مشارکت داشته باشن و عزایزانی که در بالا نام برده شدن فقط از جهت شناخت قبلی من ازشون من باب شروع حرکت بود.
پ.ن ۴ : دوستانی که لطف میکنن و در این رابطه قلم میزنن ، لطفا زحمت دعوت از سایر دوستان رو هم بکشن.
پ.ن ۵ : عزیزانی که در این بازی شرکت میکنن ، لینک مطلبشون رو در برای من بفرستن تا اینجا اضافه بشه .
۳۲ دیدگاه + فرستادن دیدگاه
فرستادن دیدگاه
بایگانی
- دی ۱۳۹۰ (۴)
- اردیبهشت ۱۳۹۰ (۳)
- فروردین ۱۳۹۰ (۳)
- اسفند ۱۳۸۹ (۱)
- بهمن ۱۳۸۹ (۱)
- دی ۱۳۸۹ (۲)
- آذر ۱۳۸۹ (۱)
- آبان ۱۳۸۹ (۱)
- مهر ۱۳۸۹ (۳)
- شهریور ۱۳۸۹ (۲)
- مرداد ۱۳۸۹ (۱)
- تیر ۱۳۸۹ (۱)
- اردیبهشت ۱۳۸۹ (۱)
- فروردین ۱۳۸۹ (۴)
توئیت های من
- سفر قشنگی بود... روحیم عوض شد... هر چند چیزی که اصلی ترین هدف این سفر بود از شانس بد محقق نشد... 2 weeks ago
- فاطمیه... عزای مادر... هیئت... نوکری... 3 weeks ago
- دامنه وبلاگم منقضی شده بود! بالأخره تمدیدش کردم! و حالا دوباره یه وبلاگنویسم! 2012-04-15
- داره واسم شعر میخونه... یه شعر قشنگ با یه صدای قشنگ... لذت میبرم... 2012-03-06
- یا خدااااا !!! چه صدااااااااایی!!! رعد و برق رسما خورد به سطح زمین!!! کاملا برخوردش با خونه و لرزش زمین رو حس کردم!!! بووووومب!!! نماز آیات! 2012-02-26
- یه توئیت محض خالی نبودن عریضه و ابراز وجود! :دی 2012-02-22
- جالبه! بر خلاف گذشته اونـــــــقدر حرف دارم واسه گفتن! ولی این دفعه اصـــــــن دوس ندارم این حرفا توئیت بشن! 2012-02-03
- گاهی تصمیم گرفتن خیلی سخت و ریسک آوره! 2012-01-30
- بی خبری بده... سخته... زجرآوره... 2012-01-27
- رئال به بدشانسیش و البته به ناداوری باخت... و الی واقعا مستحق پیروزی و صعود بود! 2012-01-25
- More updates...
Powered by Twitter Tools
حمایت می کنیم/می شویم
دوستان
- آخرین گلبرگ گل یاس
- آسمانه
- آن روزها
- امام زمان،امام مهربان من
- حریم یاس
- خلوت دل
- خیزران
- دستنوشته های پراکنده یک سایه
- رایحه
- سیب خوشبو
- شهیدان,جاودانه ترین ستارگان ایران
- صبح سپید
- صدایش کن
- قلم مطهر
- لبگزه
- ما هیچ ، ما نگاه
- مداح احمد صدرائی
- ملیکه در تمنای وصال
- مهر تابان
- نم نمک
- هنگامه دل
- وبلاگ شخصی محمد صدارت
- وبلاگ نیوز
- یک مترجم | غدیر نبی زاده

نوشته شده توسط






سلام
اما امسال از نظر من سال ازمون بود سالی که امتحان ان بصیرت بود
ارادتمند شما سید سعید
عالی !
۱- حماسه حضور: انتخابات ۸۴ چهل و پنج درصد مشارکت داشتیم، ۸۸ هشتادوپنج درصد. اگه منطقی فکر کنیم میبینم این چهل درصد دیگه عاشق چشم و ابروی ا.ن. نبودن که شرکت کردن؛ خودمونو گول نزنیم، کسی رو هم احمق فرض نکنیم، چون همه ی مردم دیدن که تمام ایران به امید بهبود شرایط، یکپارچه سبز شده بودن (حد اقل اون چهل درصدی که نسبت به دور قبل اضافه شده بودن). لطفا با این حرفهای احمقانه سعی نکنید حضور باشکوه مردم رو به نفع خودتون مصادره کنید (مصادره یا سرقت؟!)
۲- حماسه عشق به ولایت: به زور ساندیس و پول و وسوسه به زور دویست سیصد هزار نفرو جمع کردن اسمش حماسه نیست، من به ۲۵ خرداد و حضور ۵ میلیونی میگم حماسه
۳- اقتدار فضایی: آبرومون با سوسک به فضا فرستادنمون رفت! دفعه اولی بود که یه سوسک به فضا فرستاده شد! آخه نقشه ژنتیکی سوسک و کرم (بالاغیرتا) چه شباهتی به انسان داره؟!
۴- اقتدار لیزری: چیزی در موردش نمیدونم
۵- فناوری نانو: متاسفانه طبق موثق ترین تحقیقات من، اکثر اکتشافات نانویی ایران از نظر مراکز علمیمعتبر دنیا قابل قبول نیست، چون از دقت کافی برخوردار نیست. (من رشتم شیمیهست و اینها رو از خودم نمیگم…)
۶- اقتدار در سلولهای بنیادی: این یکی واقعا قابل تحسین هست و باعث افتخار
۷- اقتدار نظامی: کل یگان انتظامیشرق کشور به مدت یک هفته ی تمام با بیست نفر از اشرار افغانی که بدون آب و غذا آواره ی کوه بودن درگیر شدن، نتیجش ۱۳ تا سرباز کشته شدن و ۲ نفر از اشرار رو کشتن. بعد هم از یگان غرب کشور کمک گرفتن، من خجالت کشیدم! اقتدار نظامیایران یعنی همین که از روسیه اس ۳۰۰ بخریم، روسیه پولشو بگیره، ولی موقع تحویل دبه کنه!!!
۸- اقتدار سایبری: بهروز کمالیان مسئول اصلی گروه امنیتی آشیانه، تحصیل کرده و بزرگ شده ی آمریکاست، تا قبل از اینکه به ایران بیاد ضد جمهوری اسلامیفعالیت میکرده، وقتی پاشو گذاشته تو ایران بازداشت، ممنوع الخروج و محکوم به فعالیت برای نظام شده. پس بهتره بگیم “اقتدار سایبری آمریکا” نه ایران…
۹- اقتدار امنیتی: دو روز بعد از دستگیری ریگی دولت پاکستان داد زد که آقا! ما اینو یک هفته پیش به شما تحویل دادیم، چرا دروغ تحویل دنیا میدین؟!!! گروهک جندالله هم دست داشتن سازمان اطلاعات پاکستان و افغانستان و سازمان سیا رو توی بیانیه ی عصر روز بازداشت ریگی ذکر کرد. اگه امنیت داشتیم، ریگی مثل ریگ آدم بیگناه نمیکشت…
۱۰- اقتدار هسته ای: ای بابا دروغ به دنیا میگیم، ولی خودمونیم، داریم بمب درست میکنیم…!
همه ی اینها رو گفتم که بگم سال ۸۹ بهترین سال ایران خواهد بود، سال رهایی از چنگال خونین آخوندهای جنایتکار
دوست عزیز . حرفای شما به حدی جالب بود که ترجیح میدم نگهشون دارم تا بقیه هم ببینن! همچین سطح دید و استدلالهایی رو که باید انصافا قاب گرفت . و البته از دعای گربه سیاه تا حالا بارونی نیامده!
به نظر من به عنوان یه عضو از این سلزمین سال ۸۸پلی به سوی بیداری مردم بود. مردم بیدار شدن.تا قبل۸۸کسی جرات حرف زدن نداشت مگه تو تاکسیها اما الان با وجود این همه خفقان همه مردم شهامت پیدا کردن تا خواستههای واقعی خودشونو بیان کنند.چیزی که حق هر انسان آزادست.به نظر من هر کسی بگه ما الان تو کشورمون آزادی داریم مثله یه کبکه که سرشو زیر برف کرده و کسیرو نمیبینه. به هر حال این نظر ن بود شاید خیلیا مخالفش باشن ولی خواهشا روشن فکرانه قبولش کنید اما انتقاد دوستانه رو قبول دارم.به امید سر افرازی ایران عزیزمون.
نظر شما محترم هست سر کار خانم . هر چند بنده به هیچ وجه عدم وجود آزادی رو در ایران اسلامیقبول ندارم . با این حال در مورد بیداری ملت در سال ۸۸ کاملا با شما موافقم . اما تصور میکنم تعریف من با شما از واژههای مثل «بیداری» و «ملت» و ویژگیهای هر کدوم متفاوت باشه . احتمالا در مورد آزادی هم همین مشکل هست و تعریف مشترکی نداریم . ممنون که نظر دادید . موفق باشید
واقعا سخنان گهرباری گفت علیرضا ! من که تحت تاثیر قرار گرفتم و متحول شدم :دی
اما خجالت داره ادم انقدر راحت اقتدار کشورش رو ببره زیر سوال و افتخاراتش رو منکر بشه …
شماها حتی تو وبلاگهاتون هم سعی میکنین صدای مخالف رو خفه کنین، واسه همینه که الان به این روز افتادین و مردم نمیخوان سر به تنتون باشه
عزیزم . خودت رو به مردم نچسبون . همینطور مردم رو به خودت . مردم خودشون شعور انتخاب رو دارن و به امثال شما برای وکیل مدافع شدن نیازی ندارن (چشمک)
در مورد انتشار نظر هم ، همین قدر که نمونه ای از نظرات نغز جنابعالی منتشر شد ، هم واسه شما هم من و هم بقیه کفایت میکنه . بیشتر از این نیاز به مستفیظ شدن نیست (چشمک)
و البته ذکر این نکته هم بد نیست که کاملا بر همگان مشخصه که کدوم طرف ماجرا دچار « توهم حاد » شده ( باز هم چشمک! )
در ضمن . هیشکی دعوتنامه نفرستاده واست . پس مجبور نیستی خودت رو خسته کنی !
تمام/.
جسارتا “قاب گرفتن و هیچکی دعوتنامه نفرستاده” و… از شما بعیده… موضوع خیلی بالاتر از آگاهی بخشیدن است… کسی که “بی خبر” است نیاز به “آگاهی” دارد.اطلاعاتی که شما فرمودید همان اطلاعات خبری تلویزیون هست و همه جا فراوان تکرار شده… اما اطلاعاتی که جناب علیرضا دادند اطلاعاتی است فراتر از اخبار دولتی.. پس ]بی خبر نیستند که شما بخواهید به ایشان آگاهی دهید. بهتر است از سر خودتان باز نکنید. و انتظار دارم اگر حرفهای ایشان غلط است یا استدلال درست آن را از اعتبار بیاندازید. در ضمن به نظر من واژه “مردم” شده است گره وسط طناب که توی یک مسابقه طناب کشی هر گروهی سعی دارد آن را به سمت خودش بکشد.
پس هــــــــر سخنی که برچسب غیر دولتی داشته باشه موثق و به جاست! صحیح !!!
عالی بود داداش
بزن بریم منم هستم
در ضمن یعنی چی خودتو به مردم نچسبون؟ عرفا و قانونا ایشون هر مذهب و عقیده ای داشته باشه – شما هم همین طور- جزء این مردمند و متعلق به این سرزمین. همین یک جمله ی شما باعث میشود جناب علیرضا و امثال ایشون شما رو جدا از خودشون بدونند… و این دردناک است خیلی… حداقل برای من!… واقعا انتظار نداشتم از آدم فاضلی چون شما چنین طرز بیانی را!
دوست عزیز . هـــــــــر مذهب و عقیده ای خیر! اینجا «جمهوری اسلامیایرانه» . حرف شما صحیح . دامنه اعتقادات و مذاهب خیلی وسیع هست. و البته قابل احترام . اما نامحدود نیست ( در چارچوب همون عرفا و قانونا! ) . من ترجیح میدم ایشون و امثال ایشون خودشون رو از من جدا بدونن! تا بخواد در لوای روشنفکری افراطی و یکدست دونستن خودم با این جماعت زمینه توهین به اصول ، آرمانها و ارزشهای ج.ا.ایران فراهم بشه ( خیلی جالب تر میشد اگر توهینها و جسارتهای ایشون که منتشر نشده رو هم میدید و بعد مدافع ایشون میشد دوست گرامی)
خیلی جالبه. مینویسم ان شاءالله
از اقتدار اقتصادی چیزی ننوشته بودید جناب وحید؟ رجوع کنید به سخنان آیت الله جوادی آملی درباره نقش اقتصاد در رضایت دینی مردم
ضمن این که بعضی اشتباهات بزرگِ بزرگان تکفیر میکنند(میپوشانند) تمام تلاشهای مثبت را
و این سیاه دیدنها بی علت نیست. علتش هم همیشه عقده نیست. بهتر است همه چیز را به عقده نسبت ندهیم… و یا همه را گردن آخوندها نیاندازیم. این سالها نیستند که نحسند… مشکل از ما آدمهاست
ببینید دوست عزیز . من عرض کردم . بدون هیچ تعصب سیاسی . من با شما موافقم که مشکل هست . بله . مشکل اقتصادی هم هست . اما بیاید منطقی باشیم . وجود مشکلات دلیلی برای نفع دستاوردها نیست! تر و خشک رو نباید با هم سوزند . هر چیز رو سر جای خودش باید بررسی کرد (چشمک)
من از کسی دفاع نمیکنم… من اتفاقا میشناسم امثال ایشون رو…نقد من روی پاسخ شما بود.
در ضمن قرار نیست شما با ایشون یکدست بشید… با همین تفکر جدایی است که خون آدمها مباح میشود برادر. افسوس. جوابهای شما را من از حفظم. جوابهای جناب علیرضا رو هم.
خیلی دلم میخواست چند بار نوشته من را میخواندید و عمق حرفهایم را صحیح برداشت میکردید… بلد نیستید بحث کنید.
در مورد اخبار دولتی: همین نقص کفایت میکند که اخبارش گزینشی و سلیقه ای است و بسیاری از اخبار پنهان میشود… و نمیشود چشم و گوش بسته به آن اطمینان کرد. در مورد اخبار و اطلاعات غیر دولتی اگر در وثوق و عدم وثوقش شکی هست باید تحقیق شود: ان جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا… تبین یعنی برید وثوقش رو مشخص کنید علم پیدا کنید نه این که مجادله کنید و با گوشه و کنایه و … قاب کردن و… از پاسخ فرار کنید… این طوری شک و تردید پراکنده میشود در جامعه. و این یعنی ضعف نه اقتدار.
من از جنابعالی شخصا عذر میخوام که بلد نیستم بحث کنم ! پس : بی خیال عزیز (چشمک)
من نمیگویم سیاه…
میگویم تلخ… تلخ هم به هر حال بد است
تلخ بود به خاطر اتفاقهای دوست نداشتنی اش
آنها که گفتید افتخار است حتی برای آنها که آن را ناچیز میشمارند… اما مانده تا مردم طعمش را بچشند. چیزی که قابل لمس است فشاری است که مردم میبینند، حسش میکنند و با آن دست و پنجه نرم میکنند. این فشار هم قابل تحمل است و شیرین اگر …
این همه اقتدار وقتی شیرین است که اعتماد باشد… آیا هست؟ به همان میزان سالهای قبل؟
اگر نبود اقتداری آفریده نمیشد عزیز (چشمک) اقتدار در با پشتوانه اعتماد مردم آفرید میشه جانم
سلام
راستش من خودم کامپیوتر خوندم و حداقل وضعیت رشته خودم رو توی ایران میدونم ما بخوایم یا نخوایم علم کامپیوتر را داریم ار خارجیها میگیریم همین ویندوز و نرم افزارهایی که ما هر کدوم روی کامپیوترمون داریم بیشترش مال مایکروسافت و آمریکاست دیگه پس ما مادرزادی کامپیوتر را یاد نگرفتیم حتی توی دانشگاه هم بهترین اساتید ما اونهایی هستند که از دانشگاههای خارج از کشور مدرک گرفتند (بی تعارف) والبته خیلیهاشون انقلابی هم هستند (کشورشون را دوست دارن )خوب خیلی واضحه که بهترین افراد ارتش سایبری ما این دسته افراد باشند مثل همین اقای بهروز کمالیان گروه اشیانه . مهم اینه که این افراد بخوان از این علمشون برای کشورشون استفاده کنند . این منافاتی با درس خوندن در خارج از کشور نداره داره؟؟؟
صد درصد عیبی نداره . و حرف شما هم کاملا متین هست .
قابل توجه اقای علیرضا که میفرمایند اقتدار آمریکایی
واقعا کسی که این طوری اقتدار کشورش را ببره زیر سوال شاهکاره…
با سلام و تحیت
سال ۸۸ را باید سال ولایت پذیری مردم و گوش به فرمان ایشان در مقابل تهاجمات ضد دینی و ضد اسلامیدانست. این مورد بیشتر نمود داشت تا مسائل دیگر
سلام
پس قانون عضویت در این جا این است: هر که در این حلقه نیست خارج از این ماجراست
و من که خارج از هر دو ماجرایم باید که حتما بروم
علی را دو گروه کشتند عاشقان بیحد و دشمنان بی وصف
اسف بر هر دو جبهه و مظلوم مهدی بی یاور کا امانش از همتان است
اقاوحید انقدر از خدایت ترسیده ای که تکلیف تفکر به اسرار نهفته از یاد برده ای
نفی تفکر انجا که بترس گناهی شاید نابخشودنی
جسارتا من که چیز خاصی نفهمیدم از این حرفا! و البته ربط این حرفا رو هم «به پست» ، «به خودم» و «به خودشون» درک نکردم!
با سلام و ادب
از روشنفکریتون استقبال میکنم ونظراتتون رو قبول دارم
فقط این رو جواب بدید چرا نظرات من رو حذف میکنید حقی که خدا میدهد شما چرا نقض میکنید؟
دوست عزیز ؛ اینجا یه وبلاگ ۱۰۰ درصد «شخصیه» . من حرفایی رو که «دوست» داشته باشم میزنم و نظراتی رو هم که «صلاح» بدونم منتشر میکنم یا پاسخ میدم . نه تعهدی در پذیرش نظرات دارم و نه تعهدی به پاسخ دادن به اونها . نظرات شما رو هم که مصرید به گوش من برسه شنیدم . ممنون . کسی هم منکر این نیست که شما حق نظر دادن و بیان دیدگاههاتون رو دارید . اما مکانهای پابلیک و عمومیبرای این کار بسیار زیاد هست و شما آزادانه میتونید حرفاتون رو در اون مکانها بزنید . موفق باشید