تیر
۲
۱۳۸۹

نگاهی به دیروز، تفکری در امروز

پل زندگی

پل زندگی

حتما شده یه وقتایی تنها بشی و به گذشتت فکر کنی . گذشته ای که ممکنه پر باشه از اتفاقا و خاطره‌های خوب و بد ، تصمیمای صحیح و غلط ، تجربیات تلخ و شیرین و … . توی این روزا ناخواسته ذهن من درگیر گذشتمه . گذشته ای که به رسم روزگار بر نمی‌گرده…به این فکر می‌کردم که اگر توی یه برحه ای از زندگیم بهتر تصمیم می‌گرفتم و مصمم تر برای رسیدن به علاقه‌هام قدم بر می‌داشتم ، الان ، امروز ، ۲ تیر ۱۳۸۹ چقــــــــــــــدر می‌تونست وضعیتم متفاوت باشه . از کار و درس و علاقه‌های وابسته به اونا بگیر تا آدما ؛ آدمایی که می‌تونستم در کنارشون باشم و نیستم… از دوست داشتن‌هایی که می‌تونست ادامه پیدا کنه اما نتونست… از همه چیزایی که اگه اشتباه نمی‌کردم الان داشتم و حال و آیندم رو می‌ساخت. بهتر که فکر می‌کنم میبینم بعضی از اونا رو میشه باز هم بدست آورد. سخته اما محال نیست. اما بعضی دیگه رو…
با این حال از یه زاویه دیگه هم که به این سالهای اخیر نگاه می‌کنم می‌بینم همه این لیوان خالی نیست و نیمه پری هم داره . تجربیات و فضای جدید . آدمای جدید . شرایط و دستاورد‌های جدید . آره . خدا رو شکر هیچوقت سعی نکردم درجا بزنم و دوس داشتم توی هر شرایطی که قرار می‌گیرم از لحظه استفاده کنم و توی شرایط جاری مفید باشم و از زندگی لذت ببرم.

به قول یه عزیز حتما مصلحت در این بوده… زندگی همینه . یه وقتاییش آدم به بعضی از فرصتایی که به خاطر غفلت خودش از دست داد و این از دست دادن شروعی شد برای از دست دادن‌های دیگه فکر می‌کنه و حسرت می‌خوره . حسرت می‌خوره و با پذیرفتن این حقیقت تلخ که لحظه‌های عمر دیگه به چرخ ی حیات بر نمی‌گردن سعی می‌کنه به خودش بقبولونه که از این حسرت عبرت بگیر و سعی کن آینده رو بسازی . آینده ای که لحظه‌هاش هنوز متولد نشدن و منتظرن تا تو واسشون تصمیم بگیری . مثل پلی که مسیر طی شده ازش فر ریخته و مسیری باقی مونده ازش هنوز ساخته نشده… خیر هست انشاالله


خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار

avatar

درباره نویسنده: وحید دیانی

فعلا هیچی !

۵ دیدگاه + فرستادن دیدگاه

  • avatar

    سلام

    خیلی زیبا نوشتی، واقعا حرف دل منو زدی. من هم این چند روزه همش به گذشته فکر می‌کنم. واقعا لحظاتی رو از دست دادم، آدمایی رو از دست دادم که شاید دیگه نتونم به دستشون بیارم.
    و تنها چیزی که من رو الان امیدوار می‌کنه آینده است، که هنوز نیومده و من باید بسازمش.

    دعا می‌کنم همه در زندگی آیندشون بهتر از قبل عمل کنن تا اگر اون آینده هم گذشت و تبدیل به گذشته شد حسرت این روزها رو نخورن.

    تا بعد

  • avatar

    انشاءالله که عاقبت به خیر شیم…
    فکر گذشته رو نکنید..به فکر باشید که آینده هم میشه گذشته!

  • avatar

    سلام درسته خیلی وقتا حسرتشو می‌خورم که چرا اول فکر نکردم و یا اینجا مشاوره نگرفتم و چرا

    کاش همیشه نه یعضی وقتا زمان بر می‌گشت تا کمی‌اونو اصلاحش کنیم

    موفق باشید حاج وحید

  • avatar

    salam

    aaaaaaaaaali bod.enshallah movafagh bashid
    khoshhal misham sar bezanid

  • avatar

    سلام.
    وصف حال بود.
    خیر یا شر بودن در ذات اتفاق‌هایی که واسمون میفته نیست.بلکه در موضع گیری ما نسبت به اون اتفاقاست.
    موفق باشید و پایدار.

فرستادن دیدگاه

توئیت های من

  • سفر قشنگی بود... روحیم عوض شد... هر چند چیزی که اصلی ترین هدف این سفر بود از شانس بد محقق نشد... 2 weeks ago
  • فاطمیه... عزای مادر... هیئت... نوکری... 3 weeks ago
  • دامنه وبلاگم منقضی شده بود! بالأخره تمدیدش کردم! و حالا دوباره یه وبلاگنویسم! 2012-04-15
  • داره واسم شعر میخونه... یه شعر قشنگ با یه صدای قشنگ... لذت میبرم... 2012-03-06
  • یا خدااااا !!! چه صدااااااااایی!!! رعد و برق رسما خورد به سطح زمین!!! کاملا برخوردش با خونه و لرزش زمین رو حس کردم!!! بووووومب!!! نماز آیات! 2012-02-26
  • یه توئیت محض خالی نبودن عریضه و ابراز وجود! :دی 2012-02-22
  • جالبه! بر خلاف گذشته اونـــــــقدر حرف دارم واسه گفتن! ولی این دفعه اصـــــــن دوس ندارم این حرفا توئیت بشن! 2012-02-03
  • گاهی تصمیم گرفتن خیلی سخت و ریسک آوره! 2012-01-30
  • بی خبری بده... سخته... زجرآوره... 2012-01-27
  • رئال به بدشانسیش و البته به ناداوری باخت... و الی واقعا مستحق پیروزی و صعود بود! 2012-01-25
  • More updates...

Powered by Twitter Tools