۳۱
۱۳۹۰
جاسوس هریت و یادآوری خط قرمزهای وبلاگ نویسی
دیروز شبکه دو سیما فیلمیرو پخش کرد به نام «جاسوس هریت و جنگهای وبلاگی» (Harriet the Spy: Blog Wars) که در نوع خودش جالب بود و حاوی سه نکته که در ادامه بیان خواهم کرد . اما قبل از اون خیلی خلاصه در مورد فیلم و داستانش مینویسم . این فیلم در سال ۲۰۱۰ و به عنوان یک فیلم تلویزیونی آماده و در شبکه تلویزونی دیزنی ( متعلق به شرکت والت دیزنی معروف ) پخش میشه . هر چند این فیلم در بانک اطلاعاتی IMDB امتیاز نه چندان جالب ۴٫۲ (از ۱۰ نمره) رو توسط کاربرانش میگیره (+) با این حال با توجه به اینکه در حال نگارش این متن و به نقل از صفحه اختصاصی این فیلم در سایت ویکیپدیا (+) ، جاسوس هریت تونسته در ۲۹ کشور دنیا به طور رسمیمنتشر ، دوبله و پخش بشه (که ایران هم قاعدتا کشور ۳۰ این جدول خواهد بود) میشه گفت خیلی هم ناموفق نبوده و استقبال خوبی ازش در سطح بین المللی شده .
موضوع فیلم بر میگرده به دختر جوانی به نام هریت . هریت علاقه زیادی به نوشتن داره و از کودکی سعی کرده با ثبت اتفاقهای پیرامونش خصوصا مسائل شخصی و بعضا خصوصی اطرافیانش ، مهارت خودش رو در نویسندگی افزایش بده . داستان از اونجایی وارد دنیای مجازی میشه که هریت و هم کلاسیش یعنی ماریان باید برای تصاحب سمت وبلاگنویس کلاس خودشون در طول ترم آینده رقابت کنن . این رقابت از طریق ارسال پست در وبلاگ خصوصی دانش آموزان کلاس و میزان استقبال هم کلاسیها از مطالب این دو نفر انجام میشه . در ادامه داستان ، هریت برای پیشی گرفتن از رقیب خودش تلاش میکنه تا ویژگی خاص خودش در نوشتن رو در محیط وبلاگ هم ادامه بده و پستهایی رو در رابطه با مسائل خصوصی اطرافیانش بفرسته . منتها این موضوع از طرف هم کلاسیهاش مورد استقبال قرار نمیگیره . چون مسائل خصوصی اطرافیان هریت برای کسانی که نمیشناسنشون چندان جذاب نیست و کسل کنندست . پس هریت پا رو فراتر میذاره و سعی میکنه با سوء استفاده از موقعیت پدر فیلمسازش در مورد مسائل خصوصی زندگی یک بازیگر محبوب جوان کنکاش و مطلب ارسال کنه . این در حالی هست که هریت حس خوبی نسبت به این بازیگر نداره و این کار رو فقط به خاطر علاقه عموم به این بازیگر انجام میده . این موضوع با استقبال زیاد هم کلاسیهای هریت رو به رو میشه و همین موضوع زمینه نقض بیشتر حریم خصوصی اسکاندر(بازیگر جوان) توسط هریت رو فراهم میکنه . تا جایی که هریت پس از تعقیب و مراقبتهای فراوان ، فیلمیکه کاملا اتفاقی از اسکاندر تهیه کرده و اسکاندر در این فیلم از روی عصبانیت به طرفدارانش پرخاش و توهین میکنه رو در وبلاگ کلاس میذاره . در این بین ماریان با نقض بیشتر قوانین کلاس مبنی بر خصوصی بودن مطالب وبلاگ ، این فیلم رو در یوتیوب منتشر میکنه و… . خشم طرفداران اسکاندر باعث خراب شدن وجه ی این بازیگر و حتی احتمال لغو قرارداد پدر هریت با این بازیگر میشه . هریت بسیار از این موضوع ناراحت و پشیمون هست و تلاش میکنه با عذرخواهی از اسکاندر شرایط رو بهتر کنه . اسکاندر شرط بخشش هریت رو تمام شدن دوران نویسندگی هریت تعیین میکنه! هریت به ناچار میپذیره ولی پدر هریت با درک علاقه دخترش ترجیح میده هریت این شرط رو قبول نکنه و در عوض قرارداد اون لغو بشه… از قضا به اسکاندر اعلام میشه که جدیت و خشم جذبش در این کلیپ نظر فیلم سازا رو جلب کرده و به همین خاطر مایل به همکاری بیشتر با اون هستن و همین باعث میشه که اسکاندر نه تنها خطای هریت رو فراموش کنه بلکه از اون بابت کشف استعداش در این زمینه تشکر کنه…
این از داستان این فیلم که بدک نبود . اما سه نکته ای که برای من جالب به نظر رسید و میخوام با شما درمیون بذارم:
۱- اول تعجب از نوع انتخابی بود که رسانه ملی در مورد ژانر این فیلم انجام داده بود . فیلمهای تینیجر (Teenager) یا به عبارتی فیلمهایی با محوریت بازیگران نوجوان و جوان فیلمهایی هستن که به صورت نادر و خیلی کم از طرف رسانه ملی برای پخش انتخاب میشن . این فیلمها اغلب به واسطه ی ماهیت و رده سنی بازیگراشون به کارکترهای دانش آموز یا دانشجو اختصاص داره . این که چرا ما خیلی خیلی کم شاهد این فیلمها در سیمای جمهوری اسلامیایران هستیم (بر خلاف میزان تولید نسبتا بالای این فیلمها) جای تأمل و ریشه یابی داره . این فیلمها اغلب به مسائل مرتبط با نوجوانان و جوانان در فرمهای اجتماعی ، خانوادگی ، درام و کمدی میپردازن . روابط و دوستیها ، علایق و هنرها و فعالیتهای خارج از چارچوب درسی بیشترین مسائلی هست که این فیلمها به تصویر میکشن . من به شخصه برخی از فیلمهای این دسته رو میپسندم و به سایر ژانرها ترجیح میدم . با این حال معتقدم این فیلمها همیشه تمام حقیقت رو هم مطرح نمیکنن و در بسیاری از موارد با طرح مسائل و شرایط ایده آل ، در به تصویر کشیدن و عادی جلوه دادن مسائل اجتماعی دور از دسترس برای اغلب جوامع و ملتها اغراق میکنن ( که خوب این ذات سینمایهالیوودیه) . به عنوان مثال به تصویر کشیدن امکانات فوق العاده حرفه ای و کامل برای دانش آموزان و دانشجویان ( مثلا انواع سالنهای اختصاصی ورزشی ، سالنهای تئاتر ، سالنهای موسیقی ، تجهیزات آموزشی و… ) ، روابط بسیار دوستانه و جذاب دانش آموزها (و دانشجوها) خصوصا دختر و پسر ، روشنفکری بسیار بالای مسئولان مدارس (و دانشگاهها) در اعتماد به جوان و فراهم کردن برنامههای خارج از چارچوب درسی در محیط آموزشی ، ساختار آموزشی بسیار جذاب و علاقه محور و… از جمله مسائلی هستن که ناخودآگاه بیننده رو به فکر فرو میبره و بستر مقایسه شرایط دور از ایده آل خودش رو با شرایط فیلم فراهم میکنه و طبیعی هست که در مورد یه عده از جوونای ما منجر به بروز نارضایتی و گاه حتی حسرت خوردن ، سرخوردگی و نا امیدی میشه! علاوه بر این تفاوتهایی فاحش در نوع علاقه مندیها ، هنرها و سرگرمیهای کارکترهای این فیلمها که به عبارتی نمایندگانی از نوجوونا و جوونای غربی و البته آمریکایی هستن با نوجوونا و جوونای جوامع شرقی و خصوصا اسلامیو به طور ویژه ایران وجود داره . به عنوان مثال در دسته ای از این فیلمها که به فیلمهای موزیکال هم معروف هستن تمام تمرکز فیلمنامه بر روی علاقه و مهارتهای کارکترهای فیلم در حرکات موزون یا همون هنر رقص (در اقسام گوناگونش) هست . یا یکی از سرگرمیهای بسیار متداول کارکترهای جوون این فیلمها گرفتن یا شرکت در پارتیها دانشجویی یا دوستانه هست و سرو مشروب از ابتدایی ترین ملزومات این سرگرمیهاست . یا در مورادی هم به واسطه ی فضای مختلط و آزادیهای افراطی کارکترها در روابط با جنس مخالف ، قسمتهایی از فیلم نامهها به روابط عاشقانه و دراماتیک و بعضا جنسی اختصاص پیدا میکنه .و مثالهای گوناگون دیگه . خوب . همه اینها رو که کنار هم میذاریم و مقایسه میکنیم با شرایط بعضا ۱۸۰ درجه متفاوت هم سن و سالهای این کارکترها در کشور خودمون که متأثر از مرزهای اخلاقی ، خط قرمزهای دینی و مراعاتهای فرهنگی هست ، میشه به رسانه ملی حق داد که با حساسیت بسیار بالایی به انتخاب فیلم از این رده موضوعی بپردازه . هر چند به شخصه معتقدم این حساست داره کمیافراطی اعمال میشه و فیلمهای کم حاشیه ای مثل همین جاسوس هریت کم تولید نمیشن .
۲- توجه فیلم سازا و رسانهها به دنیای مجازی و به طور خاص وبلاگ و وبلاگ نویسی نکته جالبیه که این روزها در حال فراگیر شدن هست . نمایش این فیلم حرکت بسیار خوبی از رسانه ملی برای پرداختن به ویژگیها و حواشی این عرصه هست که امیدوارم کماکان ادامه پیدا کنه و البته امیدوارم ما در این زمینه تنها مصرف کننده نباشیم و هنرمندا و تولیدکنندههای ایرانی هم دست از تولید آثار با موضوعات نخ نما و کلیشه ای بردارن و در این موضوعات به روز هم شروع به خلق اثر بکنن.
۳- اما نکته بسیار مهمیکه مربوط میشه به داستان این فیلم و پیام بسیار خوبی که قصد داشت منتقل کنه . خط قرمزی به نام حفظ حریم خصوصی افراد در دنیای مجازی . چیزی که جا داره من و شمای وبلاگ نویس ایرانی خیلی خیلی بهش توجه کنیم . توی دنیای وبلاگ نویسی ما ،خصوصا این روزا ، ورود به حریم خصوصی افراد بیداد میکنه! اهمیت این موضوع شاید در قبال یک فرد عادی در جامعه انقدرا زیاد جلوه نکنه ( البته به اشتباه) اما در خصوص نخبگان جامعمون (چه سیاسی ، چه هنری ، چه فرهنگی ، چه علمیو …) اهمیتی فوق العاده و نیاز به مراقبت و حساسیت بسیار بالایی داره . همونطور که اشتباه ناخواسته و از روی خودخواهی هریت تونست آبروی یک هنرمند رو ببره و وجهه عمومیش رو خراب کنه (و همونطور که تونست وضعیت کاری و اقتصادی پدرش رو تا مرز نابودی پیش ببره ، و همینطور که تونست احساسات بسیاری از طرفداری اسکاندر رو جریحه دار کنه ، در جامعه ما هم شرایط خیلی متفاوت نیست . حدس و گمانها و بیان نظرات از روی حب و بغض شخصی ، نقل قول و یک کلاغ چهل کلاغ اخباری که اصن معلوم نیست منبعش چقدر مطمئن و صادق هست ، ورود بی محابا به مسائل شخصی نخبهها در هر سطحی ، پیش داوریها ، سیاه نماییها و … همه و همه مسائلی هستن که به راحتی میتونن ابزاری بشن برای بازی با آبروی آدمها و سوء استفاده از تریبونی به نام وبلاگ . هریت خیلی خوب خط قرمزی رو یادآوری کرد که خیلی از ما وبلاگ نویسهای ایرانی فراموش کردیم (و شاید به عمد نمیخوایم بهش توجه کنیم!) . بیاید برای آبروی آدمها ارزش قائل باشیم و برای حفظش حساس باشیم… همونطور که نسبت به حفظ آبرو و حریم خصوصی خودمون حساس و نگرانیم…
دیروز شبکه دو سیما فیلمیرو پخش کرد به نام «جاسوس هریت و جنگهای وبلاگی» (Harriet the Spy: Blog Wars) که د نوع خودش جالب بود و حاوی دو نکته که در ادامه بیان خواهم کرد . اما قبل از اون خیلی خلاصه در مورد فیلم و داستانش مینویسم . این فیلم در سال ۲۰۱۰ و به عنوان یک فیلم تلویزیونی آماده و در شبکه تلویزونی دیزنی ( متعلق به شرکت والت دیزنیم معروف ) پخش میشه . هر چند این فیلم در بانک اطلاعاتی IMDB امتیاز نه چندان جالب ۴٫۲ (از ۱۰ نمره) رو توسط کاربرانش میگیره با این حال با توجه به اینکه در حال نگارش این متن و به نقل از صفحه اختصاصی این فیلم در سایت ویکیپدیا ، جاسوس هریت تونسته در ۲۹ کشور دنیا به طور رسمیمنتشر ، دوبله و پخش بشه (که ایران هم قاعدتا کشور ۳۰ این جدول خواهد بود) میشه گفت خیلی هم ناموفق نبوده و استقبال خوبی ازش در سطح بین المللی شده .
موضوع فیلم بر میگرده به دختر جوانی به نام هریت . هریت علاقه زیادی به نوشتن داره و از کودکی سعی کرده با ثبت اتفاقهای پیرامونش خصوصا مسائل شخصی و بعضا خصوصی اطرافیانش مهارت خودش رو در نویسندگی افزایش بده . داستان از اونجایی وارد دنیای مجازی میشه که هریت و هم کلاسیش یعنی ماریان باید برای تصاحب سمت وبلاگنویس کلاس خودشون در طول ترم آینده رقابت کنن . این رقابت از طریق ارسال مطالب در وبلاگ خصوصی دانش آموزان کلاس و میزان استقبال هم کلاسیها از مطالب این دو نفر انجام میشه . در ادامه داستان هریت برای پیشی گرفتن از رقیب خودش تلاش میکنه تا ویژگی خاص خودش در نوشتن رو در محیط وبلاگ هم ادامه بده و پستهایی رو در رابطه با مسائل خصوصی اطرافیانش بفرسته . منتها این موضوع از طرف هم کلاسیهاش مورد استقبال قرار نمیگیره . چون مسائل خصوصی اطرافیان هریت برای کسانی که نمیشناسنشون چندان جذاب نیست و کسل کنندست . پس هریت پا رو فراتر میذاره و سعی میکنه با سوء استفاده از موقعیت پدر فیلمسازش در مورد مسائل خصوصی زندگی یک بازیگر محبوب جوان کنکاش و مطلب ارسال کنه . این در حالی هست که هریت حس خوبی نسبت به این بازیگر نداره و این کار رو فقط به خاطر علاقه عموم به این بازیگر انجام میده . این موضوع با استقبال زیاد هم کلاسیهای هریت رو به رو میشه و همین موضوع زمینه نقض بیشتر حریم خصوصی اسکاندر(بازیگر جوان) توسط هریت میشه . تا جایی که هریت فیلمیرو که کاملا اتفاقی از اسکاندر تهیه کرده و اسکاندر در این فیلم از روی عصبانیت به طرفدارانش پرخاش و توهین میکنه رو در وبلاگ کلاس میذاره . در این بین ماریان با نقض بیشتر قوانین کلاس مبنی بر خصوصی بودن مطالب وبلاگ ، این فیلم رو در یوتیوب منتشر میکنه و… خشم طرفداران اسکاندر باعث خراب شدن وجه این بازیگر و حتی لغو قرارداد پدر هریت با این بازیگر میشه . هریت بسیار از این موضوع ناراحت و پشیمون هست و تلاش میکنه با عذرخواهی از اسکاندر شرایط رو بهتر کنه . اسکاندر شرط بخشش هریت رو تمام شدن دوران نویسندگی هریت تعیین میکنه! هریت به ناچار میپذیره ولی پدر هریت با درک علاقه دخترش ترجیح میده هریت این شرط رو قبول نکنه و در عوض قرارداد اون لغو بشه… از قضا به اسکاندر اعلام میشه که جدیت و خشم خوبش در این کلیپ نظر فیلم سازا رو جلب کرده و به همین خاطر مایل به همکاری بیشتر با اون هستن و همین باعث میشه که اسکاندر نه تنها خطای هریت رو فراموش کنه بلکه از اون بابت کشف استعداش در این زمینه تشکر کنه…
این از داستان این فیلم که بدک نبود . اما دو نکته ای که برای من جالب به نظر رسید :
۱٫اول تعجب از نوع انتخابی بود که رسانه ملی در مورد ژانر این فیلم انجام داده بود . فیلمهای تینیجر (Teenager) یا به عبارتی فیلمهایی با محوریت بازیگران نوجوان و جوان فیلمهایی هستن که به صورت نادر و خیلی کم از طرف رسانه ملی برای پخش انتخاب میشن . این فیلمها اغلب به واسطه ی ماهیت و رده سنی بازیگراشون به کارکترهای دانش آموز یا دانشجو اختصاص داره . این که چرا ما خیلی خیلی کم شاهد این فیلمها در سیمای جمهوری اسلامیایران هستیم (بر خلاف میزان تولید بالای این فیلمها) جای تأمل و ریشه یابی داره . این فیلمها اغلب به مسائل اجتماعی نوجوانان و جوانان در فرمهای اجتماعی ، خانوادگی ، درام و کمدی میپردازن . به تصویر کشیدن روابط و دوستیها ، علایق و هنرها و فعالیتهای خارج از چارچوب درسی بیشترین مسائلی هست که این فیلمها به تصویر میکشن . من به شخصه برخی از فیلمهای این دسته رو میپسندم و به سایر ژانرها ترجیح میدم . با این حال معتقدم این فیلمها همیشه تمام حقیقت رو هم مطرح نمیکنن و در بسیاری از موارد با طرح مسائل و شرایط ایده آل در به تصویر کشیدن مسائل اجتماعی دور از دسترس برای اغلب جوامع و ملتها اغراق میکنن ( که خوب این ذات سینمایهالیوودیه) . به عنوان مثال به تصویر کشیدن امکانات فوق العاده حرفه ای و کامل برای دانش آموزان و دانشجویان ( مثلا انواع سالنهای اختصاصی ورزشی ، سالنهای تئاتر ، سالنهای موسیقی ، تجهیزات آموزشی و.. ) ، روابط بسیار دوستانه و جذاب دانش آموزها (و دانشجوهای) خصوصا دختر و پسر ، روشنفکری بسیار بالای مسئولان مدارس (و دانشگاهها) در اعتماد به جوان و فراهم کردن برنامههای خارج از چارچوب درسی در محیط آموزشی و … از جمله مسائلی هستن که ناخودآگاه بیننده رو به فکر فرو میبره و بستر مقایسه شرایط دور از ایده آل خودش رو با شرایط فیلم فراهم میکنه و طبیعی هست که در مورد یه عده از جوونای ما منجر به بروز نارضایتی و گاه حتی حسرت خوردن میشه!علاوه بر این تفاوتهای فاحش در نوع علاقه مندیها ، هنرها و سرگرمیهای کارکترهای این فیلمها که به عبارتی نمایندگانی از نوجوونا و جوونای غربی و البته آمریکایی هستن با نوجوونا و جوونای جوامع شرقی و خصوصا اسلامیو به طور ویژه ایران وجود داره . به عنوان مثال دسته ای از این فیلمها که به فیلمهای موزیکال هم معروف هستن تمام تمرکز فیلمنامه بر روی علاقه و مهارتهای کارکترهای در حرکات موزون یا همون هنر رقص (در اقسام گوناگونش) هست . یا یکی از سرگرمیها بسیار متداول کارکترهای جوون این فیلمها گرفتن یا شرکت در پارتیها دانشجویی یا دوستانه هست و سرو مشروب از ابتدایی ترین ملزومات این سرگرمیهاست . یا در مورادی هم به واسطه ی فضای مختلط و آزادیهای افراطی کارکترها در روابط با جنس مخالف قسمتهایی از فیلم نامهها به روابط عاشقانه و دراماتیک و بعضا جنسی اختصاص پیدا میکنه . خوب . همه اینها رو که کنار هم میذاریم و مقایسه میکنیم با شرایط بعضا ۱۸۰ درجه متفاوت هم سن و سالهای این کارکترها در کشور خودمون که متأثر از مرزهای اخلاقی ، خط قرمزهای دینی و مراعاتهای فرهنگی هست میشه به رسانه ملی حق داد که با حساسیت بسیار بالایی به انتخاب فیلم از این رده موضوعی بپردازه . هر چند به شخصه معتقدم این حساست داره کمیافراطی اعمال میشه و فیلمهای کم حاشیه ای مثل همین جاسوس هریت کم تولید نمیشن .
۲٫اما نکته بسیار مهمیکه مربوط میشه به داستان این فیلم و پیام بسیار خوبی که قصد داشت منتقل کنه . خط قرمزی به نام حفظ حریم خصوصی افراد در دنیای مجازی . چیزی که جا داره من و شما وبلاگ نویس ایرانی خیلی خیلی بهش توجه کنیم . توی دنیای وبلاگ نویسی ما خصوصا این روزا ورود به حریم خصوصی افراد بیداد میکنه! اهمیت این موضوع شاید در قبال یک فرد عادی در جامعه انقدرا زیاد جلوه نکنه ( البته به اشتباه) اما در خصوص نخبگان جامعمون (چه سیاسی ، چه هنری ، چه فرهنگی ، چه علمیو …) اهمیت فوق العاده و نیاز به مراقبت و حساسیت بسیار بالایی داره . همونطور که اشتباه ناخواسته و از روی خودخواهی هریت تونست آبروی یک هنرمند رو ببره و وجهه عمومیش رو خراب کنه و همونطور که تونست وضعیت کاری و اقتصادی پدرش رو تا مرز نابودی پیش ببره ، در جامعه ما هم شرایط خیلی متفاوت نیست . حدس و گمانها و بیان نظرات از روی حب و بغض شخصی ، نقل قول و یک کلاغ چهل کلاغ اخباری که اصن معلوم نیست منبعش چقدر مطمئن و صادق هست ، ورود بی مهابا به مسائل شخصی نخبهها در هر سطحی ، پیش داوریها ، سیاه نماییها و … همه و همه مسائلی هستن که به راحتی میتونن ابزاری بشن برای بازی با آبروی آدمها و سوء استفاده از تریبونی به نام وبلاگ . هریت خیلی خوب خط قرمزی رو یادآوری کرد که خیلی از ما وبلاگ نویسهای ایرانی فراموش کردیم (و شاید به عمد نمیخوایم بهش توجه کنیم!) . بیاید برای آبروی آدمها ارزش قائل باشیم و برای حفظش حساس باشیم ، همونطور که نسبت به حفظ آبرو و حریم خصوصی خودمون حساس و نگرانیم.
۱۳ دیدگاه + فرستادن دیدگاه
فرستادن دیدگاه
بایگانی
- دی ۱۳۹۰ (۴)
- اردیبهشت ۱۳۹۰ (۳)
- فروردین ۱۳۹۰ (۳)
- اسفند ۱۳۸۹ (۱)
- بهمن ۱۳۸۹ (۱)
- دی ۱۳۸۹ (۲)
- آذر ۱۳۸۹ (۱)
- آبان ۱۳۸۹ (۱)
- مهر ۱۳۸۹ (۳)
- شهریور ۱۳۸۹ (۲)
- مرداد ۱۳۸۹ (۱)
- تیر ۱۳۸۹ (۱)
- اردیبهشت ۱۳۸۹ (۱)
- فروردین ۱۳۸۹ (۴)
توئیت های من
- سفر قشنگی بود... روحیم عوض شد... هر چند چیزی که اصلی ترین هدف این سفر بود از شانس بد محقق نشد... 2 weeks ago
- فاطمیه... عزای مادر... هیئت... نوکری... 3 weeks ago
- دامنه وبلاگم منقضی شده بود! بالأخره تمدیدش کردم! و حالا دوباره یه وبلاگنویسم! 2012-04-15
- داره واسم شعر میخونه... یه شعر قشنگ با یه صدای قشنگ... لذت میبرم... 2012-03-06
- یا خدااااا !!! چه صدااااااااایی!!! رعد و برق رسما خورد به سطح زمین!!! کاملا برخوردش با خونه و لرزش زمین رو حس کردم!!! بووووومب!!! نماز آیات! 2012-02-26
- یه توئیت محض خالی نبودن عریضه و ابراز وجود! :دی 2012-02-22
- جالبه! بر خلاف گذشته اونـــــــقدر حرف دارم واسه گفتن! ولی این دفعه اصـــــــن دوس ندارم این حرفا توئیت بشن! 2012-02-03
- گاهی تصمیم گرفتن خیلی سخت و ریسک آوره! 2012-01-30
- بی خبری بده... سخته... زجرآوره... 2012-01-27
- رئال به بدشانسیش و البته به ناداوری باخت... و الی واقعا مستحق پیروزی و صعود بود! 2012-01-25
- More updates...
Powered by Twitter Tools
حمایت می کنیم/می شویم
دوستان
- آخرین گلبرگ گل یاس
- آسمانه
- آن روزها
- امام زمان،امام مهربان من
- حریم یاس
- خلوت دل
- خیزران
- دستنوشته های پراکنده یک سایه
- رایحه
- سیب خوشبو
- شهیدان,جاودانه ترین ستارگان ایران
- صبح سپید
- صدایش کن
- قلم مطهر
- لبگزه
- ما هیچ ، ما نگاه
- مداح احمد صدرائی
- ملیکه در تمنای وصال
- مهر تابان
- نم نمک
- هنگامه دل
- وبلاگ شخصی محمد صدارت
- وبلاگ نیوز
- یک مترجم | غدیر نبی زاده

نوشته شده توسط






سلام
تحلیلتون خیلی خوبه
به عنوان یه ارتباطی میشه رو تحلیلتون حساب باز کرد
موفق باشید
درود . سپاس از حسن نظر شما
سلام
روزتون مبارک بابای آینده
درود . ممنون از محبتتون مامان آینده
سلام
خب از اونجایی که میدونید بنده به دلیل نداشتن وقت کافی موفق به دیدن این فیلم نشدن ، اما توضیحات شما کافی بود ، استنباط شخصی من از این موضوع اینه که فیلمسازان غربی با زیرکی خواستند قباحت رد کردن خط قرمزهای وبلاگی رو کمرنگ کنند و در آخر فیلم نشون دادند که نه تنها مشکلی براتون پیش نمییاد بلکه استعدادهای نهفته شما کشف و شکوفا میشه و …
مهدوی باشید و سبز
سلام . البته که هریت نشون داد که رد کردن این خط قرمزها چقدر آسون میتونه ره صد ساله پیشرفتش رو به یک شبه تبدیل کنه . اما با نتیجه گیریهای انتهایی داستان و پشیمون شدن هریت یه جورایی سعی شد در مورد رعایت این حریمها به وبلاگ نویسا هشدار داده بشه
غصهها قصه دارندولی قصهها درس وتجربه..
بیاییم همیشه درسهای شیرین از تجربهها بگیریم.
سلام حاجی
خوبین؟؟
میخوام امسال مدیریت رسانه ارشد شرکت کنم منابع خیلی خوبی پیدا کردم با جزوههای عالی از یکی از همکارام که رتبش ۱۲ شد و الانم داره مدیریت رسانه علامه طباطبایی میخونه
خواستید خبرم کنید منابع رو بدم اگرم خواستید جزوههارو بفرستم
موفق باشید
درود بر شما ، شکر خدا . خوبم . شما چطورید ؟
به به . خیر هست انشاالله . خدا رو چه دیدی . شاید همکلاسی شدیم :دی
بابت چزوه هم که نیکی و پرسش؟؟
در اسرع وقت میایم در خونتون قرض میگیریم
بادها، نوحه خوان
بیدها، دسته زنجیر زن
لالهها، سینهزنانِ حرمِ باغچه
بادها، در جنون
بیدها، لالهگون
لالهها، غرق خون،
برگها، گریهکنان ریختند[گریه]
آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه،[گریه]
طبل عزا را بنواز ای فلک[گریه]
خیمه خورشید سوخت[گریه]
دعا کنید شاید تو کربلا بارون اومد ……….
بسم رب النور
سلام
امیدوارم خوب باشی
وبلاگت قشنگه
با احترام
نورا
سلام.تحلیل هوشمندانه ای بود .موفق باشید