جستجوی آرشیو "مرداد, ۱۳۸۹"
مرداد
۱
۱۳۸۹

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم…

خداوندا! در این صبحگاهان و در هر صبحگاه دیگر، تا زنده‌ام عهد و پیمان و بیعتی را که با او بسته‌ام تازه می‌کنم من از این پیمان هیچ‌گاه سر برنمی‌تابم و دست بر نمی‌دارم خداوندا! مرا از آنها ساز که یاور و یار اویند تلاشمندانه هوادار اویند در فرمانبری به سویش می‌شتابند به هر چه او می‌فرماید گردن می‌نهند کیان او را پاس می‌دارند در انجام خواست او پیشی می‌جویند و پیش رویش جان می‌بازند [...]

توئیت های من

  • یه توئیت محض خالی نبودن عریضه و ابراز وجود! :دی 20 hrs ago
  • جالبه! بر خلاف گذشته اونـــــــقدر حرف دارم واسه گفتن! ولی این دفعه اصـــــــن دوس ندارم این حرفا توئیت بشن! 2 weeks ago
  • گاهی تصمیم گرفتن خیلی سخت و ریسک آوره! 3 weeks ago
  • بی خبری بده... سخته... زجرآوره... 3 weeks ago
  • رئال به بدشانسیش و البته به ناداوری باخت... و الی واقعا مستحق پیروزی و صعود بود! 2012-01-25
  • گاهی از سرنوشت و اون چیزی که برای آیندت برنامه ریزی کرده می ترسم! 2012-01-25
  • گاهی وقتا ثانیه ها سخت میگذرن... جوری که انگار مأموریت دارن زجرت بدن...! 2012-01-24
  • حلول ماه ربیع الاول مبارک باد 2012-01-24
  • خیلی خواستنی بود که این روزا مشهد باشی... اما از اون قشنگ تر این بود که میتونستی مدینه باشی... 2012-01-21
  • تموم شدن محرم و صفر یه حس بدی داره... 2012-01-21
  • More updates...

Powered by Twitter Tools